| » . |
پيغام مدير :
(امیرحسین کبیری)
تلفن: 2263509 0123
همراه: 9841 909 0911
id:amir_kabir_1373@yahoo.com
براي دريافت جديد ترين عکسها و فيلمها و همچنين جديد ترين موزيک ها اينجا عضو شويد :
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
یادداشت های روزانه ی عزرائیل ( سرگرمی و طنز )
شنبه:
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ام ولی مگه این مردم میذارن؟!
یکشنبه:
امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم.
8753 تصادفی ،6893 اعدامی،9872 تزریقی، 44596 ایدزی، و یک نفر بالای 145 سال سن رو واسه خاطر یک آدم وقت نشناس از دست دادم.... برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد!
دوشنبه:
رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا. دور تختش اونقدر شلوغ بود که نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت برمیداشتن. هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش. اگه دیر تر رسیده بودم ممکن بود حتی روحشم ناقص کنن!
از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه .
سه شنبه:
مادره بادوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم،اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه.
دست اون یکی رو هم گرفتم،اما دیدم مادره داره یه جوری نگام میکنه.اومدم دست خودشم بگیرم،اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه. با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت.به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن.
منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود به درخت رو با خودم بردم.اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده!
چهار شنبه:
خیلی عجله داشتم، اما وایستادم تا دعواشونو ببینم. چون جای دیگه کار داشتم خواستم برم، ولی دیدم یکیشون داره فحش بد بد میده.اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم:اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم!
پنج شنبه:
اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج، دیدم یه آقایی با دوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره.راستش ترسیدم بیفته.با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه.با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند دست من و جونش پرت شد پائین! باور کنید اصلا تو برنامم نبود.
لينك ثابت ![]()
لیلی و مجنون اینترنتی ( سرگرمی و طنز )
گله میكرد ز مجنون لیلی - كه شده رابطهمان ایمیلی
حیف از آن رابطهی انسانی - كه چنین شد كه خودت میدانی
عشق وقتی بشود داتكامی - حاصلش نیست به جز ناكامی
نازنین خورده مگر گرگ تو را - برده یا داتنت و داتارگ تو را
بهرت ایمیل زدم پیشترك - جای سابجكت نوشتم: به درك
به درك گر دل من غمگین است - به درك گر غم سنگین است
به درك رابطه گر خورده ترك - قطع آن هم به جهنم به درك
آنقدر دلخورم از این ایمیلم - كه به این رابطه هم بیمیلم
مرگ لیلی نت و مت را ول كن - همه را جای OK كنسل كن
OFF كن كامپیوتر را جانم - یار من باشد و ببین من ON ام
اگرت حرفی و پیغامی هست - روی كاغذ بنویس با دست
نامه یك حالت دیگر دارد - خط تو لطف مكرر دارد
خسته از Font و ز Format شدهام - دلخور از گردالی @ (ات) شدهام
كرد ریپلای به لیلی مجنون - كه دلم هست از این سابجكت خون
باشه فردا تلفن خواهم كرد - هر چه گفتی كه بكن خواهم كرد
زودتر پیش تو خواهم آمد - هی مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتی تو عزیزم لیلی - دیگر از من نرسد ایمیلی
نامهای پست نمودم بهرت - به امیدی كه سرآید قهرت...
چگونه دروغگو را تشخیص دهیم؟ ( سرگرمی و طنز )
مقدمه:
تکنیک هایی که در زیر درمورد تشخیص دروغ و دروغگو برایتان معرفی می کنیم، معمولاً توسط پلیس و نیروهای امنیتی استفاده می شود. این تکنیک ها برای مدیران، کارفرماها و افراد عادی برای استفاده در موقعیت های روزمره که تشخیص دروغ از راست به جلوگیری از قربانی شدن برای دسیسه و فریب کمک می کند، مفید است.
هشدار: گاهی اوقات، نادانی بهتر است. بعد از به دست آوردن این علم، ممکن است با فهمیدن اینکه کسی به شما دروغ می گوید، آزرده خاطر شوید.
مابقی را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید.
مهریه خانومها از دیرباز تا کنون!! (طنز) ( سرگرمی و طنز )
عصر شكار: 20 كیلو گوشت دایناسور، 40 كیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند...
عصر كشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانومها...
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی...
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم.
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب...
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سكه طلا، یك اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد.
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد...
عصر كامپیوتر: هم وزن عروس خانم سكه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است...
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟
عامل اصلی انقراض دایناسورها==> عروسها
عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروسها
عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروسها
عامل اصلی کمبود آب در تابستانها==> عروسها
عامل اصلی افزایش ماشینهای فرسوده در سطح شهر==> عروسها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماریها==> عروسها
لازم به ذکر است که تمام موارد بالایی کاملا جنبه شوخی داشته است. با آرزوی خوشبختی تمام زوج های جوان..
آخرین سكوت ( سرگرمی و طنز )
شاعری بود در زمان قدیم
داشت معشوقه ای به اسم نسیم!
خوشگل و دلبر و برازنده
عینهو خانم نگارنده!
دائماً فكرحفظ ظاهر بود
چون كه معشوقه نیز شاعر بود!
پس همینجا به قید چند دلیل
باقی قصه می شود تعطیل!
اولاً: توی این موارد من
صورتم سرخ می شود كلأ
گفتن حرف نقطه چین خوب است؟!
از خجالت بمیرم این خوب است؟!
به خدا بی دلیل و آگاهی
شیطنت می كنم هر از گاهی!
نه كه من عینهو نمك پاشم
دوست دارم كه با نمك باشم!
چون مخاطب شناس هم هستم
هی قلم كار می دهد دستم!
فِ بگویم شما فرحزادید
بس كه از هفت دولت آزادید!
ثانیاً:هرچه شاعر خفن است
اسم معشوقه اش شبیه من است!
هر كسی گفت: شاعر نامرد...
بعد از آن اسم بنده را آورد!
پس بیانات من خطر دارد
باقی قصه دردسر دارد!
ثالثا:از زمان خلقت زن
بوده این مشكلات تا بعدﺃ!
اینچنین قصه ها اگر كم نیست؟!
به گمانت كه شاعرآدم نیست؟!
مصلحت نیست بیش از این گفتن
از رفیقان نازنین گفتن!
كنجكاوی به كارشان غلط است
حرمت شعر و شاعری وسط است!
با دلی خون و سینه ای پر درد
دست آخر سكوت باید كرد!
پس بیا تكیه بر دروغ كنیم
هی چرا بی خودی شلوغ كنیم؟!
باز هم ماجرا سیاسی شد
این هم آخر دموكراسی شد؟!
ساعت یك به وقت ایران است
«خواجه در بند نقش ایوان است!»
کاریکاتور درخت ( گالری عکس )
سیب زندگی ( سرگرمی و طنز )
سیب زندگی ( سرگرمی و طنز )
طولانی ترین صف توالت جهان ( گالری عکس )
کهنترین زوج عاشق ( عمومی )
نشنال جئوگرافیک : باستانشناسان میگویند که دو اسکلت باستانی که در آغوش هم در قبری در ترکیه یافت شدهاند ،ممکن است کهنترین زوج عاشق باشند.این اسکلتها هفته گذشته در منطقه جنوبی ترکیه در«دیاربکر» یافت شدهاند و بقایای اسکلتهای مردی سیساله و زنی بیست ساله هستند که قدمتشان به ۶۱۰۰ سال قبل از میلاد مسیح میرسد.
این دو نفر به تمدن باستانی Hassunan که در شمال عراق کنونی میزیستهاند ، تعلق دارند. به این ترتیب این زوج ۸ هزار ساله ، ۳ هزار سال قدیمیتر از زوج قبلی دیگری بودند که فوریه امسال در ورونای ایتالیا یافت شده بودند و اسکلتهایشان آنها را در حال آغوش گرفتن هم نشان میداد.
![کهنترین زوج عاشق [BIA2BND]](http://www.mihanupload.com/images/v21x9th2qif6801gruh.jpg)
یک محقق میگوید که شیوه به خاکسپاری آنها نشان میدهد که آنها عاشق هم بودهاند. بیماری یا شاید یک جنایت ، باعث مرگ این دو شده است.البته تنها عکسی که از این اسکلتها منتشر شده ، این دو اسکلت را بیشتر در حالت خمیده نشان می دهد تا در حالت آغوش گرفتن هم!!!
..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2005-2006 © by
comfa.Blogfa.com
This Template Designed By
Ali Kouroshfar and TakTemp For Blogfa
